شخص جز تصویر خودش هیچ چیز دیگری نیست. فیلسوفان میتوانند به ما بگویند که آنچه جهان درباره ما میاندیشد مهم نیست، که هیچ جیز، جز آنچه واقعا هستیم اهمیت ندارد. اما فیلسوفان چیزی نمیفهمند. تا وقتی ما با دیگران زندگی می کنیم ، ما تنها چیزی هستیم که اشخاص دیگر ما را چنان می بینند. فکر کردن به اینکه دیگران ما را چگونه می بینند و تلاش برای اینکه تصویر ما حتی الامکان جذاب باشد، نوعی تلبیس و فریب کاری است. اما آیا میان خویشتن خویش و خویشتن دیگری میانجی مستقیم دیگری غیر از چشمها وجود دارد؟ آیا عشق بدون آنکه با دلواپسی تصویرمان را در ذهن معشوق دنبال کنیم، امکان دارد؟ وقتی دیگر دلواپس آن نباشیم که در چشم محبوب مان چگونه دیده می شویم، معنایش این است که دیگر عاشق نیستیم...
جاودانگی - میلان کوندرا - حشمت الله کامرانی - نشر علمی