تبليغاتX
قمارباز - وقتی نشد بکپم !
ساعت سه

قرآن، ولادمیر، تب

اتاق زیر قدم های شتاب زده ام در تکرار

شب، شب، سکوت

... تاریکی

تاریکی!

تاریکی...

هر قدم امیدی تازه

هر قدم ترسی سمج

بیداری؟

خوابی؟

پلک کشیده ای بر آن عمق نامعلوم؟

آسوده !

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت توسط قمارباز |