تبليغاتX
قمارباز - عاشقانه

در تو ميبالم (حميد)

ای بیگانه در مستانه من ، در تو می بالم

سال من همه پاییز است و با تو هراسی نیست

به شورش زمستانه ، من در تو می بالم

آری در لحظه من نام تو فراگیر است و ریشه امید تو به ریشه هایم زنجیر است

ای غوغای سپید که حضورت موج آبی دریاست در تو مبالم

و ستاره به ستاره ملکه آشنایی تو را می کاوم

که من در این عهد همراهی عشق ، هیچ از فرصت یاد تو نمی کاهد

و از فاصله پرواز پرستو چه روشن چه با امید به چه با فردا به نام آشیانه تو می کاهم

چه می شد اگر رود در حسرت تو خالی ، جاری می رفت

و خواب از من می ربود و یا که باران بی گریه من زمین تو را می شست

و با نسیم قصه تو را نمی گفت

چنین است گه از هزاران در تو می بالم و نیز از دلتنگی ها به نفس پاک تو می بالم

آری ای شاهزاده من به تو می بالم که در تو مبالم

 

 Lovely

 

گاهی (گلناز)

تماشایی ترین تصویر دنیا میشوی گاهی

دلم می پاشد از هم بس که زیبا میشوی گاهی

حضور گاه بی گاهت بازی خورشید با ابر است

که پیدا می شوی گاهی و پنهان میشوی گاهی

به ما تا می رسی کج می کنی یکباره راهت را

ز ناچاریست گر هم صحبت ما میشوی گاهی

دلت پاک است اما با تمام سادگی هایت

به قصد عاشق آزاری معما میشوی گاهی

تو را از سرخی سیب غزلهایم گریزی نیست

تو هم مانندحوا زود غوغا میشوی گاهی

خریدار (گلناز)

باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم

از جان و دل یارم شو تا عاشق نازت شوم

من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران

اول بدست آوردمت  ، آنگه گرفتارت شدم

 

مرگ (سلامه)

نهراسد از مرگ

که با رفت روزی

تا آید ، کس دیگر

تا بجنگد با پیکرش

که پیروز شود یا مغلوب

آری این سرنوشت است

+ نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1384ساعت توسط قمارباز |