... چه بگوییم؟دنیای اینها "دنیایاربعه" است و خودشان هم ، هم!
همین واماندگان قابیل را می گویم ، ساکنان دنیای اربعه : آب و خاک و آتش و باد . آدمهاییاند با طبایع اربعه: سودا و بلغم و صفرا و دم ، و مزاج های اربعه: حرارت و برودت و رطوبت و یبوست! مقیم ربعمسکون! غمها و شادیهای این حیوانات ناطق چهارپایه نیز بر همین گونه چهار جور است: مختصر متقارن و موزون و مقفی! و نیز چهار چیز است به ترتیب اهمیت: شکم و زیر شکم و تنپوش و نشیمنگاه! خلاصه همه چیزشان اربعه است؛ هستی و حیاتشان دو دو تا چهار تا! باز هم اربعه! اربعه در اربعه در اربعه!
چه خوب چه راحت! چقدر فاصلهشان با خوشبختی نزدیک است! درست چهار انگشت! باز هم شد اربعه!
برای آدمهای "چهارپایی" کفر و دین ، دنیا و آخرت ، ماتریالیسم و ایدالیسم ، سوسیالیسم و بورژوازی ، مارکس و محمد ، خداپرستی و رئیسپرستی ، رستم و علی ، انترناسیونال دوم و رایش سوم و امام ششم یکی است.
بهشت این مومنین "چهارپایه" را ببین تهوع آور است! دنیایی است دنیای "بیعاری" ، "عیاشی" و "مصرف". انبار "طعام" و "جماع" و دیگر هیچ! جویبارهای بهشتیشان چیست؟ شیر و عسل! همدم دلشان کیست؟ حور و غلمان! زن های عظیمالکپل دمبهدار خوش کلهپاچه. فاصله میان دو پله نشیمنگاهشان به اندازهُ فاصله میان مغرب و مشرق! برای مقدسینی هم که دارای انحراف جنسی هستند غلمان آمادهاند! بچه خوشگلهای سبزخط و سیهخال زیر ابرو برداشتهُ عشوهگر! طول مدت هر جماعی هفتصد و هفتاد و هفت هزار سال و هفت ماه و هفت روز و هفت ساعت و هفت دقیقه و هفت ثانیه! آنهم سالهای آن دنیا ، از سالهای قیامت که هر روزش هفتصد و هفتاد و هفت هزار سال و ...!! چه اشتها کثیف و متعفنی !
همه یک دستگاهاند!دستگاه مصرفکننده ، نه ، تبدلکننده ، تبدیلکنندهُ غذاهای پاکیزه و میوههای پر شهد و لطیف و سبزیهای رنگین و معطر به کود حیوانی، آبهای زلال به زهر آب.
البته تولید های معنوی هم دارند: زرنگیهای موشی و حقههای مارمولکی و پوز پوزهای سگی و کینههای شتری و تلونهای بوقلمونی و حیلههای شغالی و آرامشهای خری و نجابتهای گاوی و حسدهای خروسی و حرصهای مورچهای و هوسهای خوکی و باد و برتهای پلنگی و اطاعتهای گوسفندی و جست وخیزهای خرگوشی و...
طویلهای است ، باغ وحش! این است معنی عالم صغیر در این جور آدمکهای قابیلی !