تبليغاتX
قمارباز

فقط

 روزها میگذرند و من نامعلوم و نامعلوم تر میشوم

محو میشوم

مرکزم را باخته ام

با هر چه ناملموس است رانده میشوم

گاهی انگار می توانم درونم را ذره ذره باز بینم

به همخوانیم با دنیا و دنیای تو کمتر می اندیشم

دیگر مهم نیست

دیگر هیچ چیز مهم نیست

تنها مانده ام اما، از روزی که به یاد می آورم تنها بوده ام

شاید برای اینکه وجود تو هرگز واقعی نبود

تو ساختگی من بودی برای آزار خودم وهمان شد که میخواستم

تویی در کار نیست

فقط منم

ریزترین نقطه ها چشمم را گرفت

دلمه زخمم

احساس عجیب، می دانستم

احساس بد که نمی توانستم پس بزنم ودست بردارم از کندن زخمم

از درگاهی که می کوشید خود را بسته مهر کند

من اما فرا رفتم

و اکنون آنجا ایستادم که نباید و چیزها می بینم که می دانم که نباید

و فقط حالاست که درک میکنم چرا هیچ چیز از درون به همان زیبایی نیست

فقط و فقط منم

تویی در کار نیست

Nine Inch Nails

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت توسط قمارباز |