تبليغاتX
قمارباز

خورشيد كم‌كم پايين مي‌آمد و قمارباز يكبار ديگر با دست خالي، از پاي ميز قمار كنار مي‌رفت. فردا قمار ديگري بود.

و باز قمارباز ثانيه‌ها، دقيقه‌ها، ساعتها، روزها ... كه تنها داراييش بود را بر روي ميز قمار زندگي مي‌گذاشت و با سرنوشت قمار مي‌زد.

چه كسي مي‌توانست بگوييد كه او برنده است يا بازنده؟

راستي ملاك برد و باخت در اين قمار چه بود؟

شايد فقط خود او مي‌توانست قضاوت كند...

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت توسط قمارباز |